آخرین اخبار سایت

نگاه یک زن به مردها ...  

یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید.هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند"... مردان" خاص نمی شود. مردها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلندگو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند.در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مردهایی که       دوس

ادامه مطلب  

رضاجان  

رضاجان تومهربانی توشفابخش همه ی دل هاهستی هروقت که می ایم پنجره فولادراکه میبینم به من ارامش خاصی می دهدرضا جان برتو پناه می برم ازتوکمک می خواهم که درهمه ی کارهامرایاری دهی رضاجان هروقت نامت رامیشنوم احساس ارامش میکنم انگارنه انگارکه غمی هم دردل من وجودداشته است رضاجان خداراشکرمیکنم که این نعمت بزرگ راداده که همسایه توباشم اقاهمسایه ی توبودن چیزکمی نیست اقا همسایه ی توبودن یک معجزه است رضاجان من ازخوشحالی که همسایه ی توهستم بعضی شب ها

ادامه مطلب  

نظری بر در ستایش داستان (معرفی کتاب در ستایش داستان اثر حسن میرعابدینی)  

 
چکیدهقصه گفتن و قصه شنفتن همواره برای انسان دل­انگیز بوده و بخشی از وقت او را پر کرده است. نوشتن در باب قصه و داستان نیز خواننده و طرفدار جدی خود را دارد. در تاریخ ادبیات ایران قصه جایگاه درخوری دارد. از شروع دوران جدید حیات ایران نیز داستان به شکل نوین و فنی آن، ذهن و زبان برخی از متفکران و نویسندگان را به خود مشغول کرده است. حسن میرعابدینی ...

ادامه مطلب  

دانلود کلیپ و داستانهای آموزنده  

این کلیپ ها شامل داستان زندگی کسانی ست که توبه های حقیقی داشته اند...
اشخاصی همچون طیب حاج رضایی،حاج فرج تراب،علی گندابی،رسول ترک و...
داستان شماره 1
داستان شماره 2
داستان شماره 3
داستان شماره 4
داستان شماره 5
داستان شماره 6
داستان شماره 7
داستان شماره 8
داستان شماره 9
داستان شماره 10
 

ادامه مطلب  

زن همساده  

مادر دعوایم میکند و میگوید کمی مردم دارترباشم و با زن همساده مهربانتر
من میگویم :نه مادر !همساده نه ،بگو همسایه ! راستی زن همساده مان"آه ببخشید "زن همسایه مان نقاب میزند البته ! او را بیشتر از همیشه ،بی نقاب دیده ام او مرا یاد کوکب خانم سالهای کودکی می اندازد که سر سفره اش نان و نمک میخوردم و گاهی هم سبزی ظرفهایش را میشستم و در حیاط پشت خانه اشان زیر سایه ی درختی که ،گل ابریشمهای خوش عطرش هفت کوچه های نخل را مست میکردبا مرغ و خروسهایش بازی می

ادامه مطلب  

تحفه مهتاب  

با آرزوی سالی خوش و با برکت برای همه ی دوستانمیخوام اولین پست امسالمو هدیه کنم به:شهدای گمنامی که چند وقتیه همسایه ی من شدن...یا من همسایه ی اونا شدم.خواستم بگم...ممنونم  که سنگ قبرتون با عطر یاسش آرامش گمشده ی منو پیدا میکنه.ممنونم که معجزه تون به داد روزای سردرگمی ام میرسه.و...ممنونم که سلامم رو به امام حسین میرسونین.

ادامه مطلب  

موافقین یه کم بخندیم ؟!  

اگه موافقین و حوصله تایپ کردن دارین باحالترین سوتی که تا حالا دادینو تو کامنتا بفرستین تا یه کم بخندیم ..و اینم افتضاح ترین و بدترین سوتی ِ من : "ترم قبل یه روز عصر که از دانشگاه برمیگشتم دیدم کارگرای همسایه رو به رویی مون، پنج تا پنج تا آجر چیده بودن رو سر هم، خلاصه کوچه هم خلوت بود و هیشکی نبود منم بااجازتون زدم با لگد زدم یه دسته ازین آجرا رو پخش و پلا کردم !! ینی بخدا فقط دو سه قدم اومدم جلوتر که دیدم آقای همسایه با یه تی شرت ِ طوسی تکیه داد

ادامه مطلب  

خودخرکنی  

دست کم می تونم اعتراف کنم که در همین لحظه ، از خوندن پست های قبلی واهمه دارم. این به اینکه از منزل همسایه بوی آش رشته میاد، و صدای نم نم بارون، ربطی نداره.به اینکه من عین یه ماده ببر وسواسی شدم و نکته بین و لاک پشت ورژن ، هم نداره. لاک پشت. ورژن یعنی کسی که ورژن لاک پشتی و آروم رو انتخاب کرده.لاک پشت ورژن توی خوندن کتاب. من تازه بعد یک ماه کتاب آنا گاوالدا به نام: دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد رو امشب تموم کردم. خب مثل خوردن آجیل و خشکبار بود. مثل

ادامه مطلب  

توطئه  

توطئه 
آگاتا کریستی یک روزنامه
نگار ماهر بود او گهگاهی داستانی  نیز می
نوشت  داستان های او بسیار زیبا و آرامش
بخش بود و تمام مردمان آن دیار از داستان های او استقبال می کردند ولی یک شب
روبرتو کارلوس  نقشه ای کشید که می خواست
که دیگر مردم از داستان های آگاتا استقبال نکنند و از داستان های روبرتو استقبال
کنند  او ابتدا یک مدرک جعلی که نشان
دهد روبرتو یک داستان نویس  ماهر است ساخت و
به تدریج داستان و مقاله نیز نوشت و در نمایشگاه ها نشر داد مردم نی

ادامه مطلب  

داستان حنظله غسیل الملائکه  

به نام خدابا توجه به بحث هایی که در جلسه هشتم حلقه صالحین (93/1/18) انجام گرفت و بیان داستان حنظله,گفتم چون این داستان به صورت خلاصه در جلسه مطرح گردید برای بیان بهتر و جزئی تر این داستان رو به طور کامل در این پست قرار بدم.جهت مشاهده داستان به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.داستان کامل حنظله غسیل الملائکهجهت مشاهده متن داستان به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

ادامه مطلب  

سیا دندونش طلاس !!  

طبق شواهد موجود اتاق من و پسر همسایه دیوار به دیوار همن و ایشون علاقه ی وافری به گوش دادن آهنگ سیا نرمه نرمه دارن اون هم نه باصدای معمولی که با صدای بسیار بلـــــند .جا داره بگم مرده شور جنابعالی و سیا نرمه نرمه رو با هم ببره !!امضا : فاطمه !

ادامه مطلب  

همسایه  

+سلام.
این دومین پستیه که درباره ی همسایمون می نویسم.
یعنی آدم در این حد ...
نمی دونم چی بگم.
دیگه شورشو در اورده.
قبلنا بعد از ظهر ها و شبا آهنگ می ذاشت.
امروز صبح ساعت ۴!!!!
آخه من چی بگم به این بشر فکر کنید صبح با صدای نوار همسایتون بلند شید.
آخه بدبختی بلند بلندم حرف می زد.
داشتم سر درد می گرفتم.
دوستان خواهش می کنم همسایه ی بدی نباشید.
 و با این کارا اعصاب همسایه هاتون رو خرد نکنید.
کاش این همسایه ی ما هم درست شه.
کاش...
 

ادامه مطلب  

دنیای خیالی یا واقعی  

سلاماین اول داستان دنیای خیالی است .البته این دنیا برای من خیلی هم خیالی نیست . چون با تمام وجودم تک تک لحظات شو درک کردم .خندیدم ...گریستم ...ترسیدم ...عاشق شدم!!!شاید از دید بقیه که از بیرون به این داستان نگاه میکنند خیالی بیش نباشه ولی برای من...واسه همین نمیدونم باید اسمشو بزارم دنیای خیالی یا واقعی...مثل خیلی از داستان ها با گفتن از قهرمان شروع میکنم.قهرمانی که من با اون خیلی از احساسات رو برای اولین بار تجربه کردم.شاهین....

ادامه مطلب  

طب  

توی کتاب سینوحه نوشته بود ایرانیان ادمای متمدنی هستن و لی در مورد یکی از کشور های همسایه نوشته بود
اونا طبیب ندارن
و مریضاشون رو دم در میزارن و هر کس از اونجا رد میشه ازش میپرسه چته
تا شاید ی نفر بیماری مشابه گرفته باشه و درمان شده باشه و راه درمانشو بدونه و بگه
خدا رو شکر ما متمدن بودیم وگرنه نسلمون منقرض میشدا

ادامه مطلب  

کوتاه‌ترین داستان جهان اثر ارنست همینگوی  

ارنست همینگوی کوتاه ترین داستان جهان را در یک شرط بندی با یکی از دوستانش که ادعا کرده بود که با ۶ کلمه نمی‌توان داستان نوشت، نوشته است. اگر تا به حال این اثر همینگوی را نخوانده‌اید، آن را به شما پیشنهاد میکنیم.
For Sale: Baby Shoes, Never Wornبرای فروش: کفش بچه، هرگز پوشیده نشدهنوشته بالا فقط یک جمله نیست, بلکه کوتاه ترین داستان جهان است که توسط «ارنست همینگوی» نوشته شده. گفته میشود «ارنست همینگوی» این داستان ۶ کلمه ای را برای شرکت در یک مسابقه داستان کوت

ادامه مطلب  

 

و زنجیر میگرید                            " رهایم کن"و من صبورانه                     می ایستم                                         کنار نامی که شاید                                                                     بازگردی...............و خاطراتت  را مرور کنی                              افسوس                                        خانه باغ همسایه دیگر سیب ندارد...--------------------------------------------------------------------------------------------------------

ادامه مطلب  

دانلود بازی همسایه جهنمی فارسی  

سلامبازی همسایه شیطانی از آن دسته بازی های کامپیوتری می باشد که با سبک جدید و زیبا خود توانست توجه بسیاری از مردم را در جهان به خود جلب کند.در این بازی 2 شخصیت اصلی وجود دارد که داستان بازی را می سازند.همسایه اول که شما هدایت آن را برعهده دارید قصد آزار همسایه دوم را دارد.شما در این بازی باید با انجام کارهای مختلفی نظیر جابجا کردن اشیاء و وسایل به همسایه خود آسیب برسانید.این بازی دارای مراحل مختلفی می باشد که در هر مرحله میزان سختی بازی نیز اف

ادامه مطلب  

شک بی جا  

مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده.شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد، برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد، مثل یک دزد راه می رود، مثل یک دزد که می خواهد چیزی را پنهان کند، پچ پچ می کند.آنقدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد، لباسش را عوض کند نزد قاضی برود و شکایت کند.اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد، زنش آن را جابجا کرده بود!مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر

ادامه مطلب  

معرفی تازه های کتاب  

"داستان بهنام"؛روايت دلاوريهاي يك نوجوانداستان بهنام نوشته" داود اميريان" روايتي منسجم از دوران نوجواني شهيد "بهنام محمدي "متولد مسجد سليمان و بزرگ شده خرمشهر كه در روزهاي آغازين جنگ به صف رزمندگان مي پيوندد و با متجاوزين بعثي مبارزه مي كند .صحنه هاي مبارزه اين نوجوان ايراني حيرت آور و داستان زندگي اش خواندني است.كتاب داستان بهنام توسط نشر شاهد در تيراژدو هزار نسخه و قيمت هزار تومان به چاپ رسيده است .گفتني است داستان بهنام به چاپ پنچم رسيده

ادامه مطلب  

فرهنگ مُعَیَن  

مشغول الذمه: برای این کلمه روایات فراوانی موجود است که ما به معتبرترین آن اشاره میکنیم:مش غول و زمبه: آورده اند که در داستان های کهن محصول مشترک ایران و ژاپن داستانی است به نام "مش غول و زمبه" که در این داستان به شرح زندگانی غولی که در مشهد زندگی میکرده و سگ او به نام زمبه پرداخته شده. در این داستان کهن توجه مبسوطی به بحث مدیون بودن و مباحث مربوط شده و سپس پس از گذشت سالیان دراز نام این داستان نمادی شد برای مدیون بودن و اکنون نیز به علّت کثرت است

ادامه مطلب  

مقاله شماره 42. بررسی تطبیقی داستان رستم و سهراب با برخی موارد مشابه در اساطیر جهان  

در بررسی اساطیر و آثار ادبی جهان، به نمونه هایی بر می خوریم که مضمون
آنها نبرد بین خویشاوندان نزدیک و به ویژه پدر و پسر است. این داستان ها به شکل های
مختلف، از جمله اسطوره، تراژدی، حماسه، افسانه و روایات مذهبی دیده می شوند، ولی از
نظر ساختار و طرح کلی به یکدیگر نزدیکند و در برابر ژانرهای دیگر ویژگی های خاص خود
را دارند. اما ریشه این نوع حوادث در چیست؟ در چه نوع جوامعی رخ می دهد؟ آیا تنها به
یک قوم و ملت مربوط و محدودند؟ آیا نوع جوامع و رسم و سنت

ادامه مطلب  

چرا روحانی نه  

به نام خدا وبایاد ولی او حجه بن الحسن عسکری سپاس خدایی که همه چیز به ما داد وما دربرابرش ایستادیم و تز روشنفکری دادیم خدایا تو توانایی ومن در برابر توان تو نا پایدارم امروز برف اومد مدارس تعطیل نشد .همه ناراحت از تعطیلی نشدن وفحش به مسئولین -وفراموشی نعمت الهی برف که پس از مدتهای هوای شهر رو عوض کرده بود امروز برف اومد کسی خونه نداشت وناراحت از مشیت الهی که اونو به این سرنوشت دچار کرده بود و یادش رفته بود خدا بهش بدنی سالم داده این تکرر تار

ادامه مطلب  

 

مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده.شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد، برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد، مثل یک دزد راه می رود، مثل یک دزد که می خواهد چیزی را پنهان کند، پچ پچ می کند.آنقدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد، لباسش را عوض کند نزد قاضی برود و شکایت کند.اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد، زنش آن را جابجا کرده بود!مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر

ادامه مطلب  

اینم پایان داستان تام و جری با یک قتل دلخراش  

پایان داستان تام و جری با یک قتل دلخراش+ عکسنشرشده توسط:abbasm درتفريح و سرگرمی, عکس جالب, مجله پارس تونت, گالری عکس نظری بدهید بالاخره داستان تام و جری معروفم تموم شد اما با یه قتل وحشتناک که دیدن صحنه قتل قلب آدمو به درد میاره.برای دیدن صحنه قتل به ادامه مطلب برین.داستان عاشقانه خواندنی:نهایت ابراز عشقخلاصه داستان سریال در آرزوی ازدواج

ادامه مطلب  

سال اســـــــــــــب  

چند جا خوندم و شنیدم یه سری از قومیتا معتقدن که تو سال اسب مرگ و میر زیاد میشهخداییش تا الان مسخرم میومدولی تا همین الان نشده یه روز بگذره و خبر مرگ نشنوم (چه تو وبلاگ دوستان چه تو درو همسایه و آشنا )+ لیلا جان تسلیت میگم ایشالا غم اخرتون باشه

ادامه مطلب  

داستان تکان دهنده واقعی در مورد تاریخ مصرف عشق  

ژاله و منصور ۸ سال دوران کودکی رو با هم سپری کرده بودند.
آنها همسایه دیوار به دیوار یکدیگر بودند ولی به خاطر ورشکسته شدن پدر
ژاله، پدر ژاله خونشونو فروخت تا بدیهی هاشو بده بعد هم آنها رفتند به شهر
خودشون.
بعد از رفتن آنها منصور چند ماه افسرده شد.
منصور بهترین همبازی خودشو از دست داده بود.
۷سال از اون روز گذشت تا منصور وارد دانشگاه حقوق شد.
دو سه روز بود که برف سنگینی داشت می بارید.
منصور کنار پنجره دانشگاه ایستاده بود و به دانشجویانی که زیر ب

ادامه مطلب  

همین زندگی را می گویم  

زندگی چیزی جز همه ی این چیزهایی که ما در آنیم نیست. چیزی جز خوشی ها و بدی ها و خنده ها و غصه ها و ناکامی ها و حسرت ها و آرزو ها نیست.نمی توان هیچ یک از اینها را از زندگی جدا کرد. نمی توان انتخاب کرد. نمی توان برداشت و فرار کرد. تنها کاری که می توان کرد، زندگی است. باید زندگی کرد. باید ادامه داد. به آینده. باید هر طور است ادامه داد. این جمله در ذهنم می آید که نمی دانم آقای سارتر یا کامو می گفت :"خودکشی مهمترین مساله ی فلسفی زندگی بشر است" یا یک همچین چیزه

ادامه مطلب  

شک بی جا...  

مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده.شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد، برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد، مثل یک دزد راه می رود، مثل یک دزد که می خواهد چیزی را پنهان کند، پچ پچ می کند.آنقدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد، لباسش را عوض کند نزد قاضی برود و شکایت کند.اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد، زنش آن را جابجا کرده بود!مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر

ادامه مطلب  

همسایه  

تعامل
نیک با همسایگان و توصیه های مکرر به همسایه داری از همان آغاز دین اسلام مورد
تأکید قرآن کریم بوده و پیامبر اکرم (ص) نیز سفارشهای متعددی در این باره داشته
اند. قرآن کریم این کتاب جاوید و ماندگار الهی، در کنار دستور به پرستش الهی و
احسان به پدر و مادر و بستگان و خویشاوندان، توصیه به نیکی و احسان در حق همسایگان
نموده است؛ آنجا که می فرماید: «وَ اعْبُدُوا اللّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ
شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبی

ادامه مطلب  

داستانک- پایان یک دوستی  

نمیدانم
صبح از صدای چک چک شیرآب است که بیدار میشوم یا صدای به دیوار کوبیدن همسایه دیوار
به دیوار. خیلی وقت است شیر آب حمام چک چک می کند و من خیلی وقت است که اضطراب
دارم که موقع نماز صبح شیر آب دستشویی را سفت بسته ام یا نه؟ فکر کنم بیشتر از آنکه
دلیل بیدار شدنم ازصدای چک چک شیر آب باشد از اضطراب خراب بودن آن است. ولی به
دیوار کوبیدن همسایه را چکار کنم؟ یکبار اینقدر محکم می کوبد که خیال می کنم الان
است که سقف بیچاره روی سر صاحب خانه بیچاره تر خراب ش

ادامه مطلب  

ما صندلی نداریییییم  

چراداخل دانشکده ما صندلی وجود نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا؟بعد دانشکده همسایه یعنی فنی وبرق ودانشکده دورافتاده یعنی همان مکانیک و دانشکده پایین دست یعنی عمران صندلی دارن چرا؟انگار دانشکده انسانی باوجودقله نشین بودن دانشکده فقیرهاست چراکسی توجه ندااااره؟من میخواستم بالپ تاپ بنویسم ...وای یه مکافاتی بود ...توچمن ها بشینی میان بهت گیر میدن !انگار فقط براپسرهاست!توپله ها بشینی چپ چپ نگاهت می کنند ....ماهم مثل این مغول ها رفتیم دانشکده همسایه ، دردان

ادامه مطلب  

 

اعتماد ب نفست خیلی خوبهاینطور ب خود امید میدی ک فک میکنیداستان من و تو هم مث لیلی و مجنون،ویسو رامین،خسرو شیرین هستشهمه این داستانها  ک تو به خیالت می فهمی و داستانشون رو خوندیهمه شخصیت های زن این داستان ها ی فرق ویژهو اساسی با تو داشتن خودت میدونیتو ی جوجه داری مال اونىبا جوجه ات خوش بخت بشیاز اولم عاشق اون بودی و هستیاز خیانت متنفرم

ادامه مطلب  

طرز فکر...  

مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده.شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد، برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد، مثل یک دزد راه می رود، مثل یک دزد که می خواهد چیزی را پنهان کند، پچ پچ می کند.آنقدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد، لباسش را عوض کند نزد قاضی برود و شکایت کند.اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد، زنش آن را جابجا کرده بود!مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر

ادامه مطلب  

همسایه‌ها  

سرم توی کتاب بود و توی
عالم خودم. آمد بالای سرم، زد روی شونه‌هام و آرام گفت:-         
چته پسر؟ نیستی چند روزه؟ -         
کتاب رو بستم و گفتم: نمی‌دونم چه مرگمه. فقط
می‌دونم نیستم. دیدم هنوزم منتظره حرف جدیدی از دهنم دربیاد. با خودم گفتم یک چیزی
بگم که ول کند و برود. شروع کردم و "شِر و وِر" همیشگی را بهش گفتم: نمی‌دونم
زندگی چیه؟ هرچی گشتم و خوندم کمتر پیداش کردم. گیج شدم شهریار. اصلا آمادگی ورود
به دنیای آدم بزرگ‌ها را نداشتم.-         
 شهری

ادامه مطلب  

پورتال برای مجتمع مسکونی  

روزی وارد دفتر اجرائی بلوک شدم و دیدم که یک همسایه آرنج
خود را روی گلوی صندوق­دار گذاشته بود و داشت خرخرۀ صندوقدار را فشار می­داد. همسایه
و صندوقدار را از هم سوا کردم. موضوع را پیگیری کردم. روز جمعه بود. همسایه در حال
اسباب­کشی بود. بانک­ها تعطیل بودند. هیأت مدیره هم دستور داده بود اگر همسایه­ای
بدهکار بود اجازۀ تخلیه ندهند. همسایۀ بدهکار هم می­خواست بدهی خود را بپردازد اما
پول نقد به حد کفایت نداشت. می­خواست چک بدهد. هیأت مدیره هم برای همسای

ادامه مطلب  

همسایه  

به نام خداسلاممن همیشه ممنون همسایه های خوبم بوده ام ولی دیشب قدرشون رو بهتر دونستم.تو یه شهر دیگه در خدمت یکی از دوستان بودیم که همسایه شان ساعت یک بعد از نیمه شب  ـ تو این عصر تکنولوژی ـ با بوق ممتد، خانواده اش رو برای در باز کردن با خبر می کرد!!!خدا به داد  چنین همسایه هایی برسه! 

ادامه مطلب  

داستان اموزنده شکست غیر ممکن  

داستان آموزنده “شکست غیر
ممکن”
مدرسه‌ی کوچک
روستایی بود که به‌وسیله‌ی بخاری زغالی قدیمی، گرم می‌شد. پسرکی موظف بود هر روز
زودتر از همه به مدرسه بیاید و بخاری را روشن کند تا قبل از ورود معلم و
هم‌کلاسی‌هایش، کلاس گرم شود. روزی، وقتی شاگردان وارد محوطه‌ی مدرسه شدند، دیدند
مدرسه در میان شعله‌های آتش می‌سوزد. آنان بدن نیمه بی‌هوش هم‌کلاسی خود را که دیگر
رمقی در او باقی نمانده بود، پیدا کردند و بی‌درنگ به بیمارستان رساندند.
پسرک با ب

ادامه مطلب  

بهار 93  

بازم تاخیر در نوشتن...
بهار ۹۳ هم از راه رسید. یه سالی که بازم مثل قبل برام غیر قابل پیش بینی میشه... 
خدا کنه امسال سال خوبی برای کشورم...مردم...دوستام...همسایه هام...همکارام و خانواده ام و در آخر برای خودم باشه...
حال این روزهام معمولیه...

ادامه مطلب  

نقد داستان و فیلم گاو  

این داستان نوشته ی زنده یاد غلامحسین ساعدی (۱۳۶۴-۱۳۱۴) می باشد که یکی از داستانهای پر محتوا می باشد که طبق این داستان فیلم "گاو" نیز به کارگردانی داریوش مهرجویی و فیلم نامه نویسی ایشان و به بازیگری عزت اله انتظامی در نقش مشدی حسن و نیز علی نصیریان در نقش مش اسلام در سال ۱۳۴۸ به اجرا درآمد.این داستان دو پیام دارد که پیام محوری آن نهایت برده کشی و استثمار است و استثمار ملتها و بهره کشی از آنهاست و پیام دیگر آن الیناسیون (خود باختگی) است

ادامه مطلب  

نقد وتحليلي برداستان گل‌دسته‌ها و فلك ازجلال آل احمد)...  

راز گل دسته ها
 
(نقد وتحليلي برداستان گل‌دسته‌ها و فلك ازجلال آل احمد)
 
 
         داستان گل‌دسته‌ها و فلك ازكتاب پنج داستان آل احمد تجسّم زيبا و دل انگيزي ازدوران كـودكي و درحقيقت برشي اززندگي يك كودك (خود نويسنده) است. «داستان هاي زندگي‌نامه‌اي مجموعه‌ي پنج داستان (1350) نشان دهنده‌ي اوج خلاقيّت هنري او هستند»(1) اين مجموعه كه پس ازمرگ آل احمد منتشر شد درحقيقت جزو آخرين داستان‌هاي جلال است‌كه «غم غربت بازگشت به جامعه‌ي هماهنگ گذشته

ادامه مطلب  

داستان و حکایت خواندني  

داستان چوپان و امام زادهچوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید.
از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختی در گرفت،
خواست فرود آید ، ترسید. باد شاخه ای را كه چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد.
دید نزدیك است كه بیفتد و دست و پایش بشكند.
در حال مستاصل شد...

ادامه مطلب  

راز رهایی یوسف‌علیه‌السلام چیست؟  

همه ما در باره داستان زندگی حضرت یوسف (ع) مطالب فراوانی
خوانده‌ایم اما آنچیزی که حائز اهمیت است این می‌باشد که گرچه کاری که یوسف
کرد، همه‌اش در چند دقیقه اتفاق افتاد اما آن، کار بزرگی بود که نماد پاکی
و پاکدامنی شد و در همین داستان و در سیره یوسف (ع) نکاتی مهم و کلیدی
وجود دارد که می‌تواند برای پیروان حقیقت، در پاکدامنی و عفت کارگشا باشد.

ادامه مطلب  

در دهان گس زمستان  

"در دهان گس زمستان" (داستان کوتاه) کار نگاه سهرابی، باکاندیدایی بهترین متن به رقابت محلی در جشنواره ای تحت حمایت اموزش و پرورش در کرج مشغول است. خطی از این داستان:"اگر از ابتدا میدانستم درک روزمرگیم یعنی زندگی، هیچ وقت به دنبال زندگی نمیرفتم."

ادامه مطلب  

بدبینی....Pessimism  

مردی صبح از خواب بیدار شدودید تبرش ناپدیدشده شک کردکه همسایه اش آنرا دزدیده باشد.برای همین،تمام روزاورازیرنظرگرفت.متوجه شدکه همسایه اش دزدی ماهراست،مثل یک دزد راه می رود،مثل دزدی که چیزی راپنهان  میکند، پچ پچ می کندو... آن قدر از شکش مطمئن شدکه تصمیم گرفت به خانه برگردد،لباسش راعوض کند،و نزدقاضی برود.اماهمین که واردخانه شد،تبرش را پیدا کرد.زنش آن راجابه جاکرده بود.مردازخانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش رازیرنظرگرفت ودریافت که اومثل یک

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1